دليلش انتساب كشف آن است به شن ـ نونگ، دومين نفر از فرمانروايان پنجگانه كه در آستانهٴ تاريخ كشورشان قرار دارند. ممكن است رسالهاي وجود داشته، ولي من در اين باره چيزي نشنيدهام.1
40. جانورنامهها. برخلاف جواهرنامههاي سدهٴ سيزدهم، كه اساس آنها مبتني بر آثار مشركين بود، جانورنامههاي باختري، كه همهٴ آنهامستقيم يا غيرمستقيم تحت تأثير
فيزيولوگوس قرار داشتند، در اصل از آثار نويسندگان مسيحي بودند. سعي نخواهم كرد گزارش كاملي در اين باب عرضه كنم، چون اين كار براي ما سود چنداني ندارد. اين جانورنامهها بيشتر بهكار ادبيات تطبيقي و فرهنگ عامه ميآيد تا تاريخ علم. در مجلد دوم، تنها از چندتاي آنها گفتگو خواهيم كرد، از آنها كه در جريان پژوهشهايم مواجه شدهام. احتمال دارد كه بتوان تعداد آنها را بهراحتي افزايش داد.
علـٰيرغم اين كه به فرانسويان يا آثار فرانسوي بيش از ديگران توجهي نداشتهام، بسيار عجيب است كه شش جانورنامهٴ مورد بحث همه بهوسيلهٴ فرانسويان، و پنج تا از آنها به زبان فرانسه نوشته شده. از آن جا كه سعي نكردهام بررسي كاملي از جانورنامهها به عمل آورم، نميتوانم هيچ نتيجهگيري خاصي بكنم، جز اينكه به احتمال زياد تعداد جانورنامههاي فرانسوي بيشتر بوده است.
فيليپ تائوني جانورنامهٴ منظومي براي ملكه آدلايد، همسر هانري فاضل، بهزبان آنگلونورماني تأليف كرد. جانورنامهٴ لاتيني منسوب به آلن اهل ليل مسلماً از او نيست، مگر احتمالاً قسمت دوم آن؛ قسمت اول را درباب پرندگان شايد هوگوي فويايي2 (اهل پيكاردي، وفات: حدود 1174) نوشته باشد؛ و قسمتهاي سوم و چهارم را ويليام پروي دمينيكن3 (وفات: پيش از 1260).4 بازگرديم به متون فرانسوي كه دستكم سه تاي آنها در نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم، بهوسيلهٴ پيير دوبوا، ويليام كشيش، و ژرواز اهل بايو تأليف شد. اينها در شمار آخرين جانورنامههاي ((اخلاقي)) بود. كتاب پيير تا سدهٴ پانزدهم، بسيار رايج بود. جانورنامهٴ ششمي كه مقدم بر سال 1260 است، توسط ريشار دو فرنوال نوشته شده و مربوط به موضوعهاي عاشقانه است.
در بخش 43، دوباره به جانورنامهها خواهم پرداخت.
41. بازداري، شكار و ماهيگيري. مسلمانان به شكار با سگ، يوز، باز و پرندگان شكاري ديگر بسيار علاقهمند بودند. پرورش باز مخصوصاً در ميان آنان رواج داشت. آنان اين كار را ابداع نكرده